X
تبلیغات
آموزش مکالمه زبان انگلیسی - آیلتس و تافل - بی حس کننده های موضعی طولانی اثر در دندانپزشکی
پیشنهاد میکنیم از "آموزش حرفه ای آیلتس IELTS و تافل TOEFL" بازدید بفرمایید http://ielts2.blogfa.com
Working towards community level solutions in Rwanda Ece Utkucan, Matt Lobach, Wyeth Larson Thesis Template 12.00 بی حس کننده های موضعی طولانی اثر در دندانپزشکی Department of Oral and Maxillofacial Surgery, Medical College of Georgia School of Dentistry, Augusta, Georgia بی حس کننده های طولانی اثر موضعی کارایی خود را در کاهش درد در حین عمل جراحی و هم پس از آن نشان داده اند. این داروها همچنین در درمانهای طولانی در دندانپزشکی و در پیشگیری از دردهای شدید بسیاری از اعمال جراحی موثرند. اگرچه بی حس کننده های موضعی مورد استفاده در دندانپزشکی کمترین اثرات جانبی را در دوزهای متداول در این حوزه دارند، برخی مشکلات احتمالی همچنان در مورد آنها پابرجاست. بوپیواکائین(Bupivacaine) برای مثال قادر به کاهش چشمگیر فعالیت عضله ی قلب و مختل کننده ی ریتم طبیعی قلب میباشد. اتیدوکائین(Etidocaine) تاثیر خفیف تری بر سیستم قلبی عروقی داشته اما ممکن است منجر به کاهش مهار خونریزی حین عمل جراحی شود. دیگر بی حس کننده ی موضعی طولانی اثر، روپیواکائین(ropivacaine)، به نظر میرسد در مقایسه با دیگر عوامل بی حس کننده ی طولانی اثر متداول فعلی دارای مزایای بیشتری است. ویژگیهای مورد نظر برای یک بی حس کننده ی موضعی با بازگشت اثر در دندانپزشکی عبارت است از: آغاز اثر سریع، عدم وجود اثرات جانبی، شاخص درمانی چشمگیر، و دوره ی اثر قابل پیشبینی. از آنجایی که اغلب شیوه های دندانپزشکی مدت کوتاهی داشته و درد بعد از عمل اندکی دارند، تغییر طولانی مدت در حس طبیعی محل مورد نظر مطلوب نخواهد بود. با اینهمه در برخی موارد زمان مورد نظر برای بی حسی طولانی بوده و نیازمند تزریق مجدد بی حس کننده خواهد بود. موارد دیگر همچون جراحی های اطراف دندان و کشیدن دندان های محبوس احتمالا با درد بیشتر پس از عمل همراه خواهند بود. در این موارد بی حس کننده ای با مدت اثر طولانی تر قادر به کاهش درد پس از عمل و رفع نیاز به داروهای کاهش دهنده ی درد همراه خواهد بود. دیگر ویژگی مطلوب فرمولاسیون های بی حس کننده ی موضعی در عمل های جراحی عبارتست از توانایی کاهش خونریزی حین عمل جراحی با افزودن عوامل تنگ کننده ی عروق. سالها لیدوکائین 2% بهمراه اپی نفرین 1:100,000 متداول ترین عامل بی حس کننده در حوزه ی دندانپزشکی ایالات متحد بوده است. دلایل ترجیح آن عبارتست از آغاز اثر سریع، سمیت اندک، موارد اندک حساسیت و قیمت نسبتا ارزان آن در مقایسه با دیگر  عوامل جدید تر. بسیاری از دندانپزشکان ممکن است آنرا در دامنه ی گسترده ای از بازگرداندن ساده ی amalgam تا عمل های جراحی پیچیده بکار بگیرند. پیشرفتهای اخیر در بی حس موضع عبارتند از ابداع عوامل طولانی اثر، روشهای جایگزین تزریق عوامل بی حس کننده، و درک جامع تر نقش عوامل تنگ کننده ی عروق. داروهای بی حس کننده ی موضعی متداول در دندانپزشکی را میتوان به سه گروه دسته بندی کرد: داروهای کوتاه اثر مثل پریلوکائین 4%، مپیواکائین 3%، و لیدوکاوین 2% که قادر به بی حس کردن مغز دندان(pulp) بمدت 30 دقیقه یا کمتر هستند. نمونه هایی از عوامل بی حس با مدت اثر متوسط(در حدود 60 دقیقه بی حسی مغز دندان) عبارتند از لیدوکائین 2 درصد بهمراه  اپی نفرین 1:50,000 یا 1:100,000، مپیواکائین 2% بهمراه لوونوردفرین(levonordefrin) 1:20,000، پریلوکائین 4% بهمراه لوونوردفرین 1:200,000 یا نور اپینفرین 1:30,000. عوامل بی حس کننده ی طولانی اثر عبارتند از بوپیواکائین(bupivacaine) 0.5% بهمراه اپی نفرین 1:200,000 و اتیدوکائین 1.5% یا اپی نفرین 1:200,000؛ سومین عامل بی حس کننده ی طولانی اثر موثر در دندانپزشکی روپیواکائین میباشد. بوپیواکائین بوپیواکائین یک عامل بی حس کننده ی موضعی از نوع آمیدی است که از لحاظ ساختار شیمیایی شباهت زیادی به مپیواکائین دارد(شکل 1). با آنکه این دو تنها در یک گروه بوپیل با یکدیگر متفاوت هستند اما ویژگیهای شیمیایی کاملا متفاوتی دارند. شکل 1. فرمول های شیمیایی عوامل بی حس کننده ی موضعی طولانی اثر بوپیواکائین، روپیواکائین، اتیدوکائین و گونه های مشابه با تاثیر میان مدت مپیواکائین و لیدوکائین. بوپیواکائین در مصارف پزشکی در غلظت های گوناگون در دسترس است اما در دندانپزشکی در سرنگ های آسپیره شونده بصورت محلول 0.5% بهمراه اپی نفرین 1:200,000 عرضه میشود. بوپیواکائین حدود 35 بار بیش از مپیواکائین محلول در چربی است که در نهایت منجر به توان بالای بی حس کنندگی موضعی آن خواهد شد. داروهایی با خاصیت چربی دوستی بالا بسادگی از غشاهای عصبی عبور میکنند درحالیکه بی حس کننده هایی با خاصیت چربی دوستی کمتر، برای این منظور با مشکل روبرو خواهد بود. باید توجه داشت که اتکای صرف به داده های آزمایشگاهی در این خصوص ممکن است گمراه کننده باشند. برای مثال بوپیواکائین با خاصیت چربی دوستی بالا ممکن است با محدود شدن در بافت قادر به نفوذ در غشای عصبی نبوده و تاثیر آن محدود شود. بنابراین دقت در تزریق نقش مهمی در این خصوص ایفا خواهد کرد. عوامل بی حس کننده ی موضعی بصورت محلول و در اشکال باردار کاتیونی و بازی بدون بار وجود دارند. نسبت اشکال کاتیون و باز بصورت تابعی از pH و ثابت تفکیک(pKa) عامل مورد نظر متغیر است. از آنجائیکه عوامل بی حس کننده ی موضعی باید برای نفوذ در غشاهای سلولی در حالت غیر یونی(باز) باشند، تفاوت نسبی در خصوص در دسترس بودن شکل غیر یونی ممکن است آغاز اثر آهسته تر بوپیواکائین در مقایسه با مپی واکائین را در پی داشته باشد. بنا به یافته های Laskin، آغاز بی حسی بوپیواکائین 0.5% بهمراه اپی نفرین 1:200,000 در حالت متداول انسداد شاخه ی عصبی آلوئولار زیرین برابر با 1.6 (به علاوه و منهای 1.9) دقیقه است که قابل مقایسه با این میزان در لیدوکائین 2% بهمراه اپی نفرین 1:100,000، 1.3(به علاوه و منهای 0.6 دقیقه) میباشد. بنا بر گزارش Pricco، آغاز بی حسی فرمولاسیون بوپیواکائین-اپی نفرین برابر با 2 دقیقه و 50 ثانیه است و بی حسی کامل ظرف 4 تا 8 دقیقه روی خواهد داد. بنا بر یافته های Danielsson، بی حس شدن لب زیرین در 99% بیماران پس از دریافت بوپیواکائین ظرف 5 دقیقه روی میدهد درحالیکه در این مدت 100% بیمارانی که تزریق لیدوکائین بروی آنها انجام شده بی حس شدن لب زیرین را تجربه کرده اند. بوپیواکائین اتصال پروتئینی بیشتری(95%) نسبت به مپیوکائین(75%) دارد. بی حس کننده های موضعی که پیوند قوی تری با پروتئین پلاسما برقرار میکنند مدت اثر طولانی تری نسبت به مدت اثر عواملی با پیوند ضعیف تر خواهند داشت. بی حسی بافت نرم برای بوپیواکائین بهمراه اپی نفرین در حدود 5 تا 9 ساعت و حدودا 2 تا 3 برابر طولانی تر از بی حسی ایجاد شده توسط لیدوکائین بهمراه اپی نفرین است. پس از انجام عمل جراحی، دوره ی زمانی آغاز درد در موارد استفاده از بوپیواکائین بهمراه اپی نفرین در مقایسه با لیدوکائین بهمراه اپی نفرین بسیار طولانی تر است و اغلب پیش از بازگشت بافت نرم به حالت طبیعی است.  مطالعات بالینی انجام شده در خصوص بوپیواکائین در جراحی های دهان برای کشیدن دندان آسیاب سوم و همچنین موارد مربوط به ریشه ی دندان کار آمد بودن این عامل بی حس کننده ی موضعی را نشان میدهد. بوپیواکائین با آغاز عمل سریع، قادر به ایجاد بی حسی قدرتمندی در بافت نرم، استخوان، و مغز دندان است و همچنین بی حسی طولانی مدت از طریق انسداد شاخه ی عصبی فک میباشد. Chapman در مقایسه ای بین بوپیواکائین 0.5% بهمراه اپی نفرین 1:200,000 و لیدوکائین 2% بهمراه اپی نفرین 1:80,000 برای کشیدن دندان آسیاب سوم نشان داد بیماران دریافت کننده ی بوپیواکائین نشانه ای از درد پس از عمل جراحی نداشته و در 4 ساعت بعد از تزریق این عامل داروی کاهش دهنده درد دریافت نکرده اند اما در مقایسه، تمامی بیمارانی که لیدوکائین دریافت کرده بودند ظرف چهار ساعت احساس درد داشته و نیازمند داروهای کاهش دهنده ی درد بودند. در ادامه ظرف 8 ساعت نشانه ی درد در 70% از بیماران گروه بوپیواکائین آغاز شد(و 30% همچنان بدون درد باقی ماندند). گزارش ها در خصوص کاهش نیاز بیماران دریافت کننده ی بوپیواکائین به داروهای کاهش دهنده ی درد پس از عمل جراحی متفاوت است. با آنکه مطالعات اولیه ی آزمایشگاهی و مطالعات انسانی تایید کننده ی بی خطر بودن بوپیواکائین بودند، گزارشات بعدی در مطالعات کنترل شده، موارد بیشتری از سمیت و ایست ناگهانی قلبی عروقی در استفاده از بوپیواکائین نسبت به لیدوکائین و احتمالا دیگر عوامل بی حس کننده ی موضعی طولانی اثر را نشان داد. برخی مطالعات خاص نشانه هایی از تشنج و حملات غش را در استفاده از بوپیواکائین نشان داد که ممکن است مربوط به پاکسازی(clearance) آهسته تر پلاسما(0.58 L/min) و نیمه عمر نهایی طولانی تر(162 دقیقه) این عامل در مقایسه با دیگر عوامل بی حس کننده ی موضعی باشد.  توان بوپیواکائین بعنوان یک بی حس کننده ی موضعی در حدود 4 برابر لیدوکائین است. یک بررسی در این خصوص نشان میدهد اگرچه توان بی حس کننده ی بوپیواکائین 4 برابر لیدوکائین است، دوز کشنده ی آن در گوسفند کمتر از یک چهارم لیدوکائین میباشد. Nancarrow در مطالعه ای بر روی مکانسیم مرگ پس از دوزهای کشنده ی لیدوکائین نشان داد که دوز کشنده ی در عوامل بی حس کننده ی موضعی در گوسفند بصورت زیر هستند: لیدوکائین برابر با 30.8 mg/kg، روپیواکائین برابر با 7.3 mg/kg، بوپیواکائین 3.7 mg/kg؛ نتیجه ی این مطالعه آن بود که میزان های حداکثر مجاز بوپیواکائین متفاوت از لیدوکائین نبوده و بنابراین بوپیواکائین 0.5% در موارد بالینی بصورت متداول مورد استفاده میباشد. در موارد تزریق اشتباه داخل عروقی بوپیواکائین، احتمال خطر بیشتر از میزان مشابه لیدوکائین است. Nath در مقایسه ی بوپیواکائین و لیدوکائین پس از تزریق به سرخرگ کرونر بالارونده ی قدامی چپ در خوک، نشان داد اثر مختل کنندگی عضله ی قلب در بوپیواکائین و لیدوکائین مشابه نسبت توان بی حس کنندگی موضعی این عوامل است. نسبت سمیت الکتروفیزیولوژیک بوپیواکائین بسیار بیشتر از لیدوکائین است؛ به این صورت که توان بوپیواکائین در ایجاد بینظمی در ریتم قلب 16 برابر بیشتر از لیدوکائین است. دیگر مطالعات در این خصوص نشان دادند که مهار اختلال بوجود آمده در ریتم قلب بدنبال تجویز بوپیواکائین دشوار تر بوده و به روشهای احیائی دارویی و مکانیکی مقاومت نشان میدهد. از میان داروهای موثر در مهار بینظمی و تاکی کاردی ایجاد شده در نتیجه ی تجویز بوپیواکائین به ترتیب میتوان به ایزوپروترنول (Isoproterenol) و برتیلیوم(Bretylium) اشاره کرد. اثبات شده است بنزودیازپین ها حیوانات را از مسمومیت دستگاه اعصاب مرکزی ایجاد شده توسط  بی حس کننده های موضعی محافظت میکنند. همچنین دیازپام و میدازولام(midazolam) داروهای انتخابی حملات ایجاد شده توسط عوامل بی حس کننده محسوب میشوند. اگرچه بنزودیازپین ها در پیشگیری از مسمومیت دستگاه اعصاب مرکزی مفید هستند اما عکس آن در مورد سمیت دستگاه قلبی عروقی صادق نیست. در مطالعه ای بر روی موش در خصوص الگوی مسمویت قلبی عروقی نشان داده شده است دیازپام بصورت تزریق داخل عروقی پیش از تجویز داخل عروقی بوپیواکائین منجر به افزایش دو تا 5 برابر اختلال شدید در ریتم قلب در مقایسه با تزریق بوپیواکائین به تنهایی میشود. درمان مقدماتی با بنزودیازپین ممکن است اثرات دستگاه قلبی عروقی را پنهان کرده و آثار مصرف بیش از حد بوپیواکائین را به تعویق بیندازد و منجر به کمبود اکسیژن و اسیدوز در نتیجه ی اختلال در تنفس شود که ممکن است مستقیما مسمومیت سیستم قلبی عروقی در نتیجه ی بوپیواکائین را تشدید کند. به این ترتیب برغم استفاده ی مشترک میدازولام و دیازپام با بوپیواکائین در دندانپزشکی، نباید به تصور نادرست حفاظت این عوامل در برابر مصرف بیش از حد بوپیواکائین منجر شود. اتیدوکائین اتیدوکائین همچون بوپیواکائین یک عامل بی حس کننده ی موضعی از نوع آمیدی محسوب میشود که ساختار شیمیایی شبیه لیدوکائین دارد. اتیدوکائین در حدود 50 برابر بیش از لیدوکائین محلول در چربی است و از نظر اتصال پلاسما-پروتئین مشابه بوپیواکائین(95%) و بیش از لیدوکائین(65%) و مپی واکائین(75%) است. اتیدوکائین بعنوان یک بی حس کننده ی موضعی از نظر آزمایشگاهی 4 برابر قوی تر از لیدوکائین است و در مقایسه با بوپیواکاین غلظتهای کمتری در خون ایجاد میکند و سمیت کمتری دارد. این عامل از سال 1985 در ایالات متحد وارد بازار شد و بصورت محلول 1.5% بهمراه اپی نفرین 1:200,000 در دسترس میباشد. مطالعات بالینی اولیه مدت اثر طولانی اتیدوکائین را نشان دادند. مطالعات دیگر نشان دهنده ی ویژگی این عامل در کاهش درد های بعد از اعمال جراحی دندانپزشکی بوده و برخی آنرا بعنوان یک داروی کاهش دهنده ی درد و کاهش دهنده ی احتمال ایجاد مجدد درد بهنگام استفاده در دوره ی پس از عمل جراحی بجای یک عامل بی حس کننده ی موضعی توصیف کردند. آغاز بی حسی با اتیدوکائین مشابه لیدوکائین است. و این عامل همچون لیدوکائین، مپیواکائین و پریلوکائین ثابت انحلال بسیار اندکی دارد(اتیدوکائین=7.7، لیدوکائین=7.9، مپیواکائین=7.6، پریلوکائین=7.9). بر مبنای وجود شکل بازی عامل بی حس کننده، اتیدوکائین آغاز اثری مشابه با آغاز اثر لیدوکائین، مپیواکائین، پریلوکائین و آغاز سریعتری از بوپیواکائین دارد. بنا به گزارش Laskin، آغاز اثر اتیدوکائین 1% برابر 1.2(به علاوه و منهای 0.5 دقیقه) در مقایسه با 1 دقیقه در لیدوکائین 2% بهمراه اپینفرین 1:100,000 میباشد. Danielsson در گزارشی آغاز بی حس شدن لب زیرین پس از بی حسی انسداد عصب فک زیرین با اتیدوکائین را در 85% بیماران ظرف 2 دقیقه، 14% بیماران ظرف 2 تا 5 دقیقه و در 1% بیماران ظرف 5 دقیقه اعلام کرد. Jensen محلول اتیدوکائین 1% بهمراه اپینفرین 1:200,000 و لیدوکائین 2% بهمراه اپینفرین 1:100,000 را در جراحی های دهان با یکدیگر مقایسه کرده و اعلام کرد متوسط زمان آغاز محلول اتیدوکائین 75 ثانیه میباشد که این رقم در مورد محلول لیدوکائین 65 ثانیه است. این زمان های آغاز برای اتیدوکائین تفاوت اشکاری با بوپیواکائین یا لیدوکائین ندارند و از نظر بالینی با اهمیت نمیباشند و به همین دلیل دندانپزشکان بصورت متداول پس از تزریق انسداد عصبی آلوئولار تحتانی برای بی حسی و آغاز درمان 5 دقیقه به انتظار میمانند. دوره ی کاهش حس درد برای اتیدوکائین بهمراه اپینفرین در حدود 7.6 ساعت است که این عدد در لیدوکائین بهمراه اپینفرین 1.8 ساعت است. دوره ی بی حسی(زمان از بین رفتن حس طبیعی در لبها تا زمان بازگشت حس طبیعی) در مورد محلول اتیدوکائین برابر 9.4 ساعت و در لیدوکائین 2.7 ساعت میباشد. بازگشت حس طبیعی در اکثر این بیماران بهمراه حس درد میباشد. در مقایسه ی بالینی اتیدوکائین و لیدوکائین در جراحی های اطراف دندان دو طرفه، بازگشت اولیه به حالت طبیعی(اولین احساس در لبها) در مورد لیدوکائین برابر با 196(بعلاوه و منهای 15 دقیقه)، بازگشت کامل(حس طبیعی در لبها) برابر 274(بعلاوه و منهای 28 دقیقه) ذکر شد. بازگشت اولیه در اتیدوکائین برابر با 275(بعلاوه و منهای 35 دقیقه)، بازیابی کامل 516(بعلاوه و منهای 80 دقیقه)، و آغاز درد 420(بعلاوه و منهای 57 دقیقه) گزارش شد. همانند بوپیویکائین، کاربرد اتیدوکائین ممکن است در مواردی منجر به کاهش نیاز به داروهای ضد درد خوراکی در دوره ی بعد از عمل جراحی شود. مدت بازگشت طولانی تر در اتیدوکائین(کاهش بیحسی تا بازگشت حس طبیعی در بافت) در مقایسه با بوپیویکائین و لیدوکائین ممکن است مفید بوده و کنترل درد را تسهیل کند. در برخی موارد، غلظت کمتر تنگ کننده ها عروق(1:200,000) مورد استفاده بهمراه اتیدوکائین ممکن است توقف کافی جریان خون را بهمراه نداشته باشند و منجر به افزایش خونریزی حین عمل جراحی با اتیدوکائین در کشیدن دو دندان آسیاب سوم در جراحی اطراف دندان شوند. اگرچه اتیدوکائین با میزان مشابهی از اپینفرین(1:200,000) در بوپیویکائین در مصارف دندانپزشکی در بازار موجود دارد، به نظر میرسد تفاوت چشمگیری در  قابلیت توقف جریان خون این دو دارو وجود داشته باشد. مطالعه ای با مقایسه ی اتیدوکائین 1.5% بهمراه اپینفرین 1:200,000 و لیدوکائین 2% بهمراه اپینفرین 1:100,000 در جراحی اطراف دندان تفاوتی در کیفیت بی حسی نشان نداد. با اینهمه 7 مورد از 11 بیمار در مورد استفاده از اتیدوکائین خونریزی بیش از میزان پیشبینی شده داشتند که این میزان در هنگام استفاده از لیدوکائین 1 مورد از 11 مورد بود. خونریزی کمتر از میزان پیشبینی شده در هنگام استفاده از اتیدوکائین وجود نداشت درحالیکه این میزان در هنگام استفاده از لیدوکائین 6 بیمار از 11 بیمار بود. مطالعات دیگری نیز افزایش خونریزی بهنگام استفاده از اتیدوکائین در جراحی های اطراف دندانی را نشان دادند. مطالعه ای در خصوص کشیدن دندان آسیاب سوم، توقف کافی جریان خون را در 94% از بیماران دریافت کننده ی لیدوکائین بهمراه اپینفرین نشان داد درحالیکه این میزان در بیماران دریافت کننده ی بوپیواکائین بهمراه اپینفرین 90% بود. این میزان در هنگام استفاده از اتیدوکائین تنها 75% بیماران را شامل میشد. اتیدوکائین تاثیر کاهش دهنده ی فعالیت قبل کمتری نسبت به بوپیواکائین دارد اما این میزان نسبت به لیدوکائین بیشتر است. اگرچه توان بی حس کنندگی آن تقریبا 4 برابر لیدوکائین است، مسمومیت سیستمیک آن سه برابر است. با اینهمه سازندگان دارو حداکثر میزان 8 تا 400 mg/kg را پیشنهاد میکنند. روپیواکائین(Ropivacaine) بدلیل سمیت بالای قلبی عروقی بوپیواکائین، و توقف جریان خون ناکافی در حین عمل جراحی در هنگام استفاده از اتیدوکائین، نیازی به ابداع یک بی حس کننده ی موضعی با اثر طولانی مشابه عوامل بی حس کننده ی موضعی طولانی اثر اما بدون عوارض مربوطه وجود دارد. روپیواکائین یک عامل بی حس کننده ی موضعی از نوع آمیدی است که ساختار شیمیایی آن شباهت زیادی به مپیوکائین و بوپیواکائین دارد. در مطالعات انجام شده بروی حیوانات، روپیواکائین در خصوص انسداد عصبی و انسداد epidural توان مشابهی با بوپیواکائین نشان میدهد. در انسداد شبکه ی شاخه ای، 0.5% روپیواکائین و 0.5% بوپیواکائین تاثیر مشابه بهمراه زمان های آغاز و مدت مشابهی را نشان میدهند. Pka روپیواکائین برابر 8 و مشابه بوپیواکائین میباشد که توجیهی بر آغاز اثر مشابه ایندو عامل میباشد.   با اینحال روپیواکائین نسبت به بوپیواکائین حلالیت کمتری در چربی داشته و منجر به توانایی کمتر این عامل در نفوذ به غشای اعصاب خصوصا اعصابی با پوشش میلین ضخیم میشود. مطالعات نشان داده اند که در حالت تعادل، غلظت روپیواکائین در غشای اعصاب سیاتیک مجزا کمتر از میزان بوپیواکائین و بیشتر از این میزان در لیدوکائین میباشد.  توانایی اتصال به پروتئین روپیواکائین برابر با بوپیواکائین است. دوز ایجاد کننده ی تشنج روپیواکائین تقریبا برابر با این میزان در بوپیواکائین است که نشانی از تاثیر سمیت مشابه بر سیستم اعصاب مرکزی دارد. با اینحال میزان های مشابه بوپیواکائین منجر به موارد بسیار شدیدتری از اختلال در ریتم بطنی میشوند. اثرات کاهش دهنده ی فعالیت قلب روپیواکائین خفیف تر و دوره ی آن کوتاه تر از بوپیواکائین است. نسبت بین میزان مورد نیاز برای ایجاد ایست قلب و تشنج در روپیواکائین بیشتر از بوپیواکائین است. بنا به گزارشات روپیویکائین  حد ایمنی(margin of safety) در حدود 75% بیش از بوپیواکائین دارد. در یک مطالعه دوزهای مرگبار روپیواکائین، بوپیواکائین و لیدوکائین بصورت داخل عروقی به گوسفندان تزریق شد، نسبت این میزان ها برابر 9(لیدوکائین) به 2(روپیواکائین) به 1(بوپیواکائین) تعیین شد. اثرات الکتروفیزیولوژیک بر عضلات قلب در مورد روپیواکائین بین اثرات مربوطه در لیدوکائین و بوپیواکائین عنوان شد. تمامی عوامل بی حس کننده ی موضعی موجود در بازار بواسطه ی تاثیر شل کنندگی مستقیم بر ماهیچه صاف عروقی منجر به اتساع عروق پیرامونی میشوند. با اینحال در برخی مطالعات نشان داده شده است که استفاده از روپیواکائین بدون تنگ کننده ی عروق منجر به تنگی عروق میشود. مطالعات بر روی حیوانات نشان داده اند که بوپیواکائین منجر به کاهش جریان خون و بوپیواکائین منجر به افزایش جریان خون مویرگی میشود. با اینکه نتیجه ی برخی مطالعات گوناگون در این خصوص مخالف یکدیگر هستند، مطالعات بیشتر تایید کرده اند که روپیواکائین یک تنگ کننده ی عروق است یا حداقل کمترین خصوصیت اتساع عروق را دارد که ممکن است در جراحی های طولانی دندانپزشکی بعنوان یک عامل بی حس کننده ی موضعی طولانی اثر مفید بوده و بدون نیاز به افزودن عامل تنگ کننده ی عروق قادر به ایجاد بی حسی و خاصیت کاهش درد پس از عمل جراحی باشد. خلاصه بی حس کننده های طولانی اثر در کاهش درد پس از عمل جراحی موثر هستند. این عوامل آغاز اثر نسبتا سریعی داشته و میزان های مورد استفاده ی آنها در دندانپزشکی اثرات جانبی اندکی دارند. علاوه بر این عوامل بی حس کننده ی طولانی اثر آغاز درد پس از عمل جراحی را به تاخیر انداخته و احتمالا شدت این درد را کاهش میدهند. بوپیواکائین بیشترین تاثیر آرامبخش و  همچنین اثرات مختل کننده ی ریتم طبیعی سیستم قلبی عروقی را داراست. اتیدوکائین احتمالا آغاز اثر نسبتا سریعتری داشته اما کاربرد آن ممکن است منجر به افزایش خونریزی حین عمل جراحی شود. عامل جدید بی حس کننده ی موضعی، روپیواکائین، احتمالا در بی حسی طولانی مدت و کاهش درد پس از عمل جراحی موثر بوده و همچنین بی نیاز از افزودن عامل تنگ کننده ی عروق میباشد.     
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 8 PM  توسط پویا  |